دوری پسر شیطونم و همسرم بهتر از جانم
سلام پسرم
الان چند روزه که با مامانی رفتین مشهد و بابایی به خاطر کار و دانشگاش نتونستش شما رو توی این سفر همراهی کنه
و این اولین باری که من از تو دورم البته قبلا به خاطر ماموریتهای که داشتم از مامانی دور بودم ولی از تو نفس بابا اولین باره می دونی پسرم وقتی از اداره برمی گردم خونه و کسی نیست که به پشواز من بیاد خیلی ناراحت و دلتنگ می شم و زمان برام مثل سالها می گذره ؛ البوم عکسای تو و مامانی رو میارم و نگاه می کنم تا شاید یه خورده از این دلتنگی کم بشه ؛ فیلمهای که توش شیطونی کردی رو هم نگاه می کنم
ولی این دلتنگی کم که نمیشه که هیچ ؛ بلکه بیشتر هم میشه !! شیطونک بابا دلم براتون واقعا خیلی خیلی تنگه شده پس کی میاید اگه تا چهارشنبه نیائید میام پیشتون چون دیگه واقعا تحمل دوری تون رو ندارم.
لحظه شماری دیدن شما رو دارم بای بای و به امید دیدار پسرم و همسرم


دوری پسر شیطونم و همسرم بهتر از جانم
